به گزارش مشرق، قاسم غفوری فعال رسانه در تلگرام نوشت:
در میانه جنگ افروزیها و در حالی که آمریکا همچنان به رفتارهای زیاده خواهانه در غرب آسیا ادامه میدهد که در اقدامی ناگهانی آمریکا از استراتژی ملی جدید خود برای مقابله با تروریسم را در سندی ۱۶ صفحهای رونمایی کرده است.
ترامپ در حالی همچنان ادعای اول آمریکا را برای توجیه رفتارهای خود به عنوان اصل مهم در برابر منتقدان به کار میگیرد که یکی از ابعاد جنگ رمضان را برملا شدن دروغین بودن این ادعا تشکیل میدهد چنانکه جو کنت مسئول مبارزه با تروریسم آمریکا در متن استعفاء خود رسماً عنوان می کند ایران هیچ تهدیدی برای آمریکا نبوده و ترامپ فقط به خاطر اسرائیل وارد جنگ شده است. امروز برای جامعه آمریکا مسلم شده است که اول آمریکا فریبی بیش نبوده است و ساختار حاکم بر آمریکا صرفا بر اساس دو اصل اول خواست اسرائیل و دوم سودجویی ترامپ و خانوادهاش و نزدیکانش استوار شده است که هزینههای تحمیلی به اقتصاد آمریکا به خاطر همراهی با جنگ افروزی رژیم صهیونی علیه ایران و نیز میلیاردها دلار سود خانوادگی ترامپ و نزدیکانشان از این جنگ افروزی در بازارهای مالی، نمودی عینی از این وضعیت است.
ترامپ در طول ریاست جمهوریاش با ادعای صلح از دریچه جنگ تاکنون چندین جنگ به پا کرده است و در هر کدام نیز ادعای پیروزی سر داده است. جنگ رمضان آخرین اقدام آمریکا در این چارچوب بوده که با طرح تغییر رژیم، تجزیه ایران، نابودسازی توان هستهای و نظامی و در یک کلام تسلیم سازی ایران به خاطر رژیم صهیونیستی اجرا شد. ترامپ در حالی ادعای پیروزی در چند روز را سر داده بود که اقتدار نظامی و تاب آوری ایران در کنار مدیریت هوشمند بر تنگه هرمز عملاً تمام این معادله را بر هم زد در حالی که جنایاتی همچون مدرسه میناب ماهیت حقوق بشری آمریکا را نیز برای همیشه نابود ساخت. همچنین تاثیرات اقتصادی جنگ رمضان بر اقتصاد آمریکا و جهان افول هژمونی اقتصادی آمریکا پس از آشکارتر شدن ببر کاغذی بودن قدرت نظامی این کشور را نیز بر ملا ساخت. امروز جهان دریافته است که صلح از دریچه جنگ همان تفکرات غرب وحشی است که جز سلطه بر جهان هدفی ندارد در عین حال که اقتدار ایران در جنگ رمضان نیز ثابت کرد که آمریکا در برابر مقاومت توان ایستادگی ندارد بگونهای که امروز ترامپ در هر دو گزینه جنگ و یا مذاکره بازنده میدان خواهد بود.
نکته مهم در سند جدید آمریکا را تکرار حقارتها و سرزنشها به اروپا تشکیل می دهد. ترامپ که در راهبرد سال گذشته رسماً اروپا را تمدنی فروپاشیده و بی خاصیت معرفی کرده بود و خواستار افزایش سهم این قاره در بودجه ناتو و اجرای طرح های آمریکا برای مقابله با مهاجرت شده بود در نسخه کنونی نیز همان رویکرد حقارت آمیز را تکرار کرده است. جایگاه تعریف شده برای اروپا در استراتژی ملی آمریکا نشان میدهد که از یک سو شکاف در دو سوی آتلانتیک در حال افزایش است که طرح خروج ۵ هزار نیروی آمریکایی از آلمان و نیز اعمال تعرفههای ۲۵ درصدی برای واردات خودرو از اروپا به آمریکا نشانههایی از این وضعیت است از سوی دیگر ترامپ که در سلطه گری در سایر نقاط جهان از جمله غرب آسیا ناتوان بوده، تنها مولفه باقی مانده برای زور گویی را کشورهایی اروپایی دانسته و سعی دارد تا از ضعف امنیتی، اقتصادی این کشورها برای سلطه سیاسی بر انها بهره برداری نماید. رویهای که با اعتراضها و واگراییهای شدید در اتحادیه اروپا همراه شده و میرود تا فروپاشی ناتو و تزلزل در روابط دو سوی آتلانتیک را رقم زند.
مقابله با تروریستهای مواد مخدر و باندهای فراملی، تروریستهای بنیادگرای قدیمی و افراطگرایان چپگرای خشونتآمیز از ابعاد استراتژی ادعایی است. این ادعا در حالی مطرح میشود که از یک سو ترامپ با عفو حمله کنندگان به کنگره و نیز اعلام حمایت رسمی از راست افراطی در کشورهای اروپایی و نیز همراهی با رژیم صهیونیستی ماهیت افراطی خود را اثبات کرده و ادعای او برای سرکوب این جریانها صرفا توجیهی برای سرکوب مخالفان است. ترامپ همچنین با حمایت گسترده از تروریسم دولتی صهیونیستی و نیز قدرت یابی گروههایی همچون تحریر الشام به سرکردگی جولانی، رقم زدن جنایت میناب و ترور رهبر سیاسی – معنوی ایران و... ماهیت تروریستی خود را اشکار کرده و نمیتواند مدعی مبارزه با تروریسم باشد. وقتی ترامپ رسما اعلام کرده است که همچون دزدان دریایی در قبال کشتیها در آبراههای بین المللی رفتار میکند، قطعاً جامعه جهانی پذیرنده ادعای مبارزه او با قاچاق مواد مخدر نمی باشد، لذا ادعای استراتژی ملی آمریکا در این زمینه صرفا توجیهی برای ادامه جنگ افروزی و رفتارهای تجاوزکارانه نظیر آنچه در ونزوئلا روی داد، میباشد. رفتارهای عملی ترامپ نشان داده است که عملا استراتژی ملی او نه برگرفته از امنیت سازی بلکه ریشه در امنیت سوزی برای اهداف شخصی و رژیم صهیونیستی است که البته جنگ رمضان و اقتدار ایران تمامی معادلات گذشته او را بر هم زده است و با شرایط بحران آمریکا در داخل و بیرون ناکامی استراتژی ملی ادعایی دور از ذهن نمی باشد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.




